قبل از آغاز..... قصد نصيحت ندارم
شايد اين جمله را خيلي ديده و شنيده باشيد . « عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد » اما تا كنون چند بار به معنا و مفهوم آن فكر كرده ايد ؟ اين موضوعي است كه مي خواهيم درباره اش با هم صحبت كنيم.
انسان وقتي كه مي خواهد كار اشتباهي را انجام دهد . تلاش مي كند به شكلي مرتكب اين كار شود كه از چشم هر بيننده اي پنهان باشد . حتي خودش را از ديد يك طفل خردسال مخفي مي كند. و اگر كسي حتي يك طفل خردسال هم كه قدرت درك و تشخيص ندارد حضور داشته باشد از انجام آن صرف نظر مي كند.. دليل اين مخفي كاري چيست ؟ شايد بفرمائيد عمده دليل اين پنهان كاري بخاطر شرم و حيا و حفظ آبرو ست و نمي خواهد شخصيت و حيثيتش نزد مردم و . . متزلزل و خدشه دار بشه . نظر شما كاملا صحيح و درست و منطقي ست . حال با توجه به اين مطلب . هيچ وقت شده از خودمان بپرسيم . با اينكه ميدانيم خدا هميشه و همواره ناظر بر اعمال و كردار و ... ما ست . چطور به خودمان اجازه ميدهيم در مقابل ديدگانش گناه و معصيت كنيم. چرا ما در مقابل مخلوقات خدا شرم و حيا مي كنيم ؟ اما پيش خالق نه ؟ چرا از مخلوق خجالت مي كشيم؟ اما از خالق نه ؟ واقعــاٌ دليل اين همه جسارت و گستاخي چيست؟
بزرگان دين واهل معرفت میگویند:انسان موقعي مرتكب گناه مي شود كه خدا را فراموش كرده است. خوبه روي اين جمله بيشتر تامل كنيم . اگر شبي در خلوت خود مروري بر اعمالمان كنيم به يقين خواهيم يافت . دقيقا ما زماني مرتكب معصيت و ... شده ايم كه از ياد خدا غافل و او را فراموش كرده بوديم.... واقعا اين چنين نبوده ؟؟؟ مگر باور نداريم كه در محضر خدا هستيم پس چرا . . . . ؟ ؟ ؟
دوستان عزيز و بزرگوارم ! تا كنون با خود انديشيده ايم كه به چه دليل مرتكب گناه و نا فرماني خدا ميشويم ؟ اصلا با اين كارا به كجا مي خواهيم برسيم ؟ به پول بيشتر؟ پست و مقام بالاتر ؟ زندگي مرفه تر؟ به چي ؟ واقعا اين كارها آنقدر ارزش داره كه نافرماني خدا را كنيم ؟ ميدونم سوال خيلي سختيه اما تو رو خدا بياييم يك بار شده حداقل با خودمون رو راست باشيم . بياييم با وجدان خودمون خلوت كنيم و بشينيم باهاش حساب كتاب كنيم. بياييم ببينم با خودمون چه كرديم ؟ چه بلائي به سر آخرتمون آورديم ؟ چه توشه اي براي آن سرا فرستاده ايم ؟ بياييم قبل از اينكه در دادگاه عدل الهي به اعمالمون رسيدگي كنن خودمون به اعمالمون رسيدگي كنيم و ببينيم كجا كم و كسر داريم. چرا كه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد يه روزي از اين دنيا به سراي باقي برويم پس تا دير نشده بجنبيم شايد فردا خيلي دير و فرصتي باقي نمانده باشد. بياييم با خود انديشه كنيم مگر ما اشرف مخلوقات نيستيم ؟ مگر بهاي ما بهشت نيست ؟ پس بياييم حساب و كتاب كنيم كه خدا نكرده خود را به كمتر از اين بها نفروخته باشيم.
دوستان عزيز و بزرگوارم. چرا ما اينقدر از احوالات خود غافليم . چرا نگران اعمال خودمون نيستيم ؟ چرا براي مسائل مادي و دنيوي و . . . خودمون حساب و كتاب داريم و اگر بخواهيم يك ريال از پولمان را خرج يا جايي سرمايه گذاري كنيم ساعتها روي آن فكر مي كنيم كه ضرري متوجه ما نشود. و اگر يك ريال پولمان را گم كنيم آنقدر دنبال آن مي گرديم تا آن را پيدا كنيم. اي كاش به اندازه همين يك ريال نگران عمر و اعمالمون بوديم . و اينقدر نسبت به آن بي تفاوت نبوديم . عمري كه فرداي قيامت براي لحظه لحظه آن مي بايست در محضر پروردگار توضيح دهيم . . تو رو خدا بياييم اينقدر كه نگران مسائل مادي هستيم نصف آن را نگران اعمالمون باشيم. بياييم با دل يقين و باور كنيم كه مرگ حق است . سوال و جواب شب اول قبر حق است . روز حساب حق است. پل صراط حق است . بهشت و جهنم حق است .
به نظر شما آيا ارزش آن را دارد انسان براي چند لحظه يا چند صباح لذت و خوشي بيشتر دست به اعمالي بزند كه عذاب الهي و ابدي را در بر داشته باشد؟ اگرجوابمان منفي ست . پس چرا . . . ؟ ؟ ؟
مگر بهاي من و شما بهشت نيست ؟
پس چرا آن را كمتر از ارزشش به حراج گذاشتيم؟